گفتگو با جامعه شناسی در خصوص موتوری ها

گفتگو با جامعه شناسی در خصوص موتوری ها

گفتگو با حسن نراقی درباره موتور و موتوری ها؛ او با کتاب «جامعه شناسی خودمانی» نشان داده است مهارت خوبی در تحلیل جامعه شناختی موضوعات روزمره دارد.چاره ای نداریم جز این که در خیابان ها و پیاده روها با موتورها و موتوری ها بسازیم. اگر در شهر شلوغی زندگی کنید که موتورها از سر و کولش بالا می روند؛ یا از سروصدا دیوانه می شوید، یا ناچارید آن قدر به این صدا عادت کنید که اصلا آن را نشنوید. موتور ابزاری است که کار خیلی ها را راه می اندازد. در ترافیک سنگین راه گریزی است و در رساندن بسته ها سریع ترین. اما آنچه کمتر به آن پرداخته شده، علت جامعه شناختی حضور این همه موتور در شهرهاست.

حسن نراقی پژوهشگری است که بیشتر به دلیل آثارش در زمینه جامعه شناسی غیر آکادمیک شناخته شده است. مشهورترین کتابش، جامعه شناسی خودمانی است که هر چند برخی جامعه شناسان به آن منتقدند، اما از سوی مردم بسیار از آن استقبال شد؛ طوری که در مدت ده سال، بیست و هفت بار تجدید چاپ شد. با او درباره موتور و موتورسواری حرف زده ایم.

موتور برای ما صرفا یک وسیله نقلیه است یا تبدیل شده به چیزی بیشتر از وسیله نقلیه؟ در مورد کارکرد موتور در جامعه چه تعریفی می توان ارائه داد؟

– عرض کنم خدمت تان اولا من موتورسیکلت را به عنوان یک وسیله نقلیه نمی شناسم، همان طور که دوچرخه و گاری هم وسیله نقلیه رسمی نیست. ضمن این که بار هم می شود با آن برد و کمی سریع تر هم به مقصد رسید. اما این روزها وسیله رسمی نقلیه نیست. گفتند طرف اسم پسرش را گذاشته بود رستم اما وقتی رستم کمی بزرگ شد و هیکلی به هم زد، پدر از هیبتش می ترسید صدایش بزند.

موتورسیکلت در همه جای دنیا به غیر از ایران و بنگلادش و هند و اندونزی بیش از آن که وسیله نقلیه باشد، یک وسیله تفریحی و ورزشی و در بهترین تعریف یک وسیله جابجایی فردی محدود است؛ اما ما اینجا از شدت نیازمان با احترام بیشتری با آن برخورد می کنیم و نقلیه اش می خوانیم. تقریبا مثل اکثر احترام های بی موردی که برای خیلی چیزها و حتی خیلی آدم ها در کشورمان قائلیم. این هم روش ماست.

می توان گفت موتور و پیک آنلاین وسیله نقلیه ای است که در پاسخ به بحران های اقتصادی این قدر، طرفدار پیدا کرده؟ یا عوامل فرهنگی هم در ازدیاد آن نقش داشته است؟ چیزی شبیه به نوعی قدرت یا امکان قانون گریزی؟ یا سرعت تحرکی که به هر حال این وسیله برای راکبش تامین می کند؟

– تمامی این فاکتورهایی که فرمودید هر کدام نقش خودشان را دارند. خودنمایی یک جوان هفده، هجده ساله را با موتور نمی توان نادیده گرفت. این خودنمایی اگر در ظاهر کار ورزشی باشد ایرادی ندارد اما مشکل تازه و اصلی قدرت پول سازی موتور است که در سایه بیکاری شوم حاکم بر کشور، دیگر نمی توان راحت از کنار آن عبور کرد.

اجازه بدهید مسئله را کمی بازتر کنیم. بارها گفته ام مسائل اجتماعی به گونه ای باور نکردنی در هم پیچیده اند. یعنی هر کدام در عین حالی که ظاهرا مستقلا پدید آمده اند و اثراتی از خود بروز می دهند، خودشان مولود در هم پیچیدگی ده ها مسئله اجتماعی دیگر هستند. در مواقعی تشخیص این ارتباط هم کار هر کسی نیست؛ چرا که تازه خودشان منشأ مسائل دیگری خواهند شد. این اصل را دولتمردان کلان سیاستگذار ما یا درک نمی کنند یا اصلا حوصله ورود به آن را ندارند.
مشکلات اجتماعی هرگز به صورت مستقل و یک روزه نه به وجود می آیند و نه یک شبه از بین می روند. اما وقتی کار بیخ پیدا کرد، یعنی کار به جایی رسید که دیگر به کمک مصاحبه و سمینار و آمارهای پرت و پلا نشود آن را استتار کرد؛ آن وقت دیگر شیپور را از آن طرف باد می کنند.
مدیریت ها هم آنقدر در این سی، چهل سال، ماهانه و سالانه عوض شده اند که مسئول اصلی مشکل در این وسط یا گم شده یا به رحمت ایزدی رفته است. پس بی محابا به طرف بزرگ کردن فاجعه می رویم تا شاید هم بتوانیم یکی، دو نفری را که قبلا خرده حساب هایی با آنها داشته ایم، زمین بزنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *